ظمت وشکوه يک عشق

ازكجا آغاز كنم بيان قصه أي راكه گوياي عظمت و شكوه يك عشق با شد ؟

قصه شيرين كه ازدريا كهنسال تراست

حقيقتي ساده ازعشقي كه او برايم به ارمغان مي آورد

له کوم حایه یی شروع کم؟

واو همانند باراني تابستاني كه زمين رابه سطحي درخشان مبدل ميسازد،

به دنيای من راه پيدا كرد وزند گيم رادرخشان ساخت

او به د نياي خا لي من مفهوم بخشيد

او قلب مرا لبريز ميكند

او دل مرا با احساس خاصي لبريز مي كند

با آواي فرشتگان وتخيلات نالوده

او روح مرا از عشقي والا وبيكران سر شار مي سازد

همانگونه كه هر كجا بروم تنها نخواهم بود

با وجود او چه كسي مي تواند تنها باشد؟

راستي اين عشق تا چه هنگام دوام خواهد داشت ؟

يا مي توان عمر عشق را با مبناي روز وساعت سنجيد ؟

اكنون جوابي ندارم

اما همينقدر قادرم بگويم كه به او نياز دارم

او قلب مرا لبريز مي كند.